سریال Lucky با آنیا تیلور جوی ایده ای جذاب دارد، اما در اجرا به هدف نمی رسد

سریال Lucky با آنیا تیلور جوی ایده ای جذاب دارد، اما در اجرا به هدف نمی رسد

نقد و بررسی۳ دقیقه مطالعه

در سال هایی که آثار سرقت و کلاهبرداری کمتر از گذشته در تلویزیون دیده می شوند، سریال Lucky تلاش می کند این خلأ را با یک روایت پرتنش و شخصیت محور پر کند. این اثر که با بازی آنیا تیلور جوی ساخته شده، از همان ابتدا وعده یک داستان پیچیده و هیجان انگیز را می دهد، اما در عمل نمی تواند میان اکشن و عمق احساسی تعادل برقرار کند.

تغییر مسیر داستان نسبت به رمان اصلی

سریال Lucky بر اساس رمانی پرفروش نوشته ماریسا استپلی ساخته شده، اما اقتباس تلویزیونی مسیر متفاوتی را انتخاب می کند. در نسخه کتاب، داستان درباره زنی کلاهبردار است که برنده بلیت بخت آزمایی می شود و با یک دوراهی بزرگ روبه رو است. اما در سریال، ما با لاکی آرمسترانگ مواجه می شویم که پس از یک شب پرحادثه در لاس وگاس متوجه می شود همسرش پول های دزدیده شده را برداشته و او را تنها گذاشته است.

از همین نقطه، داستان وارد یک بازی بقا می شود؛ جایی که لاکی باید هم از دست ماموران FBI فرار کند و هم از یک شبکه خطرناک جنایی. گذشته او، که زیر نظر پدرش در دنیای جرم شکل گرفته، به تدریج آشکار می شود و به هسته اصلی درام تبدیل می گردد.

تقابل بازیگران؛ نقطه قوت اصلی سریال

اگرچه آنیا تیلور جوی نقش اصلی را بر عهده دارد، اما یکی از برجسته ترین اجراها متعلق به آونجانو الیس-تیلور در نقش مامور FBI است. شخصیت او، بیلی رند، نمونه ای کلاسیک از یک مامور سرسخت است که به شکل شخصی درگیر پرونده شده و حاضر است برای رسیدن به هدفش از هیچ تلاشی دریغ نکند.

نمایی از فیلم Aunjanue Ellis-Taylor and Anya Taylor-Joy Go Head-to-Head in 'Lucky'

در کنار او، تیلور جوی در لحظاتی که اجازه دارد لایه های احساسی شخصیتش را نشان دهد، عملکرد قابل توجهی دارد. به ویژه در صحنه هایی که با گذشته اش یا رابطه اش با همسرش درگیر می شود، استعداد طبیعی او به خوبی نمایان می شود. با این حال، دیالوگ های نه چندان قوی باعث شده این لحظات تاثیرگذاری کامل خود را از دست بدهند.

شخصیت هایی با پتانسیل بالا اما پرداخت ناقص

شخصیت هایی مانند پریسیلا با بازی آنت بنینگ و جان با بازی تیموتی اولیفانت، ظرفیت بالایی برای تبدیل شدن به نقاط قوت داستان دارند، اما پرداخت ناکافی باعث شده این پتانسیل به طور کامل شکوفا نشود. رابطه میان شخصیت های کلیدی، به خصوص در خطوط داستانی پیچیده تر، بیشتر روایت می شود تا اینکه به شکل ملموس به تصویر کشیده شود.

فیلمنامه ای که نمی تواند وزن داستان را تحمل کند

بزرگ ترین مشکل سریال Lucky به فیلمنامه آن بازمی گردد. داستان تلاش می کند هم یک تریلر جنایی پرهیجان باشد و هم یک درام احساسی درباره پیامدهای زندگی در دنیای جرم. اما این دو رویکرد به خوبی با هم ترکیب نمی شوند.

در نیمه دوم فصل، تمرکز بیشتر روی اکشن و تعقیب و گریز قرار می گیرد، در حالی که عمق احساسی داستان تازه در حال شکل گیری است. این عدم توازن باعث می شود لحظات مهم داستانی تاثیر لازم را نداشته باشند. حتی پایان بندی که تلاش می کند رابطه پیچیده لاکی با پدرش را کند، کمی دیر از راه می رسد.

صحنه ای تاریک و پرتنش از سریال Lucky

از سوی دیگر، سریال فاقد آن جذابیت و شوخ طبعی خاصی است که معمولا در آثار مربوط به کلاهبرداری دیده می شود. نتیجه، اثری است که با وجود ایده های خوب، نمی تواند هویت مشخصی برای خود پیدا کند.

در نهایت، Lucky نمونه ای از اثری است که عناصر لازم برای موفقیت را در اختیار دارد، اما به دلیل اجرای ناپخته و فیلمنامه ای نامتوازن، از رسیدن به پتانسیل واقعی خود بازمی ماند.

امتیاز کاربران بدون امتیاز روی ستاره‌ها بزنید

گفتگو

۰ دیدگاه

دیدگاهت را بنویس