وقتی کلینت ایستوود در سال ۲۰۱۸ سراغ فیلم The 15:17 to Paris رفت، با داستانی واقعی و بالقوه هیجان انگیز روبه رو بود؛ روایت سه دوست آمریکایی که در سفری اروپایی، حمله ای تروریستی در قطار را متوقف کردند. چنین سوژه ای می توانست به یک تریلر نفس گیر یا حتی یک مطالعه شخصیت محور قدرتمند تبدیل شود، اما نتیجه نهایی برای بسیاری از مخاطبان ناامیدکننده بود.
با این حال، پشت این واکنش های منفی، یک ویژگی کمتر دیده شده وجود دارد که فیلم را به اثری متفاوت در کارنامه ایستوود تبدیل می کند: استفاده از قهرمانان واقعی به جای بازیگران حرفه ای. تصمیمی که همزمان نقطه ضعف و نقطه قوت فیلم محسوب می شود.

ریسکی بزرگ با بازیگران واقعی
ایستوود پیش از این هم تجربه کار با بازیگران غیرحرفه ای را داشت؛ از فیلم Gran Torino گرفته تا Midnight in the Garden of Good and Evil. اما در فیلم The 15:17 to Paris او یک قدم جلوتر رفت و سه شخصیت اصلی یعنی اسپنسر استون، الک اسکارلاتوس و آنتونی سدلر را واداشت تا نقش خودشان را بازی کنند.
این انتخاب باعث شد فیلم از کاریزماتیک بودن ستاره های هالیوودی فاصله بگیرد. جایی که شاید حضور یک بازیگر شناخته شده می توانست بار دراماتیک داستان را تقویت کند، ایستوود ترجیح داد واقع گرایی را در اولویت قرار دهد. نتیجه؟ شخصیت هایی کاملا معمولی، حتی گاهی دست و پا چلفتی، که قهرمانی شان کاملا غیرمنتظره به نظر می رسد.
در مقایسه با فیلم American Sniper که تصویری قهرمانانه و متمرکز بر مهارت ارائه می دهد، اینجا با افرادی روبه رو هستیم که هیچ نشانه ای از تبدیل شدن به قهرمان ندارند. همین تضاد است که لحظه اوج داستان را تاثیرگذارتر می کند.
روایتی آرام از رفاقت مردانه
یکی از انتقادهای اصلی به فیلم، ریتم کند و نبود تنش است. بخش زیادی از زمان فیلم صرف لحظات روزمره می شود؛ از گشت و گذار در اروپا گرفته تا شوخی های دوستانه و حتی صحنه هایی ساده مثل خوردن بستنی. این رویکرد شاید برای مخاطبی که انتظار هیجان دارد ناامیدکننده باشد، اما در عین حال هویت خاص فیلم را شکل می دهد.

تمرکز بر زندگی عادی، نه قهرمانی اغراق آمیز
ایستوود در اینجا بیشتر از آنکه به خود حادثه بپردازد، به مسیر زندگی این سه نفر توجه دارد. از کودکی های نه چندان آسان گرفته تا علاقه شان به زندگی نظامی و تلاش برای پیدا کردن مسیر در زندگی. این نگاه باعث می شود فیلم بیشتر شبیه یک مطالعه آرام درباره رفاقت و هویت باشد تا یک درام پرتنش.
در واقع، فیلم نشان می دهد که قهرمانی لزوما از دل افراد خاص یا آموزش دیده بیرون نمی آید؛ گاهی از دل آدم های معمولی و روابط ساده شکل می گیرد. این همان جایی است که استفاده از بازیگران واقعی معنا پیدا می کند.
سادگی به عنوان امضای ایستوود
ایستوود از ابتدای کارگردانی اش با فیلم Play Misty For Me نشان داده که به روایت های ساده و بدون زرق و برق علاقه دارد. در این فیلم هم همین رویکرد را ادامه می دهد؛ بدون اغراق، بدون پیچیدگی های اضافی و بدون تلاش برای تبدیل داستان به یک درام بزرگ هالیوودی.
هرچند این سادگی باعث شده فیلم برای بسیاری کم اثر یا حتی کسل کننده به نظر برسد، اما در عین حال یک ویژگی صادقانه به آن می بخشد. The 15:17 to Paris شاید بهترین فیلم ایستوود نباشد، اما به عنوان تجربه ای متفاوت در بازنمایی قهرمانی و رفاقت، ارزش توجه دارد.





۰ دیدگاه