چرا فصل سوم سریال House of the Dragon در HBO آن را به یک کلاسیک فانتزی تبدیل کرد

چرا فصل سوم سریال House of the Dragon در HBO آن را به یک کلاسیک فانتزی تبدیل کرد

اخبار۴ دقیقه مطالعه

سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) در دو فصل نخست خود همیشه با یک مقایسه سنگین روبه رو بود: آیا می تواند به اندازه سریال افسانه ای بازی تاج و تخت (Game of Thrones) هیجان انگیز و تاثیرگذار باشد؟ بسیاری از مخاطبان در ابتدا آن را نسخه ای کندتر و کم هیجان تر از دنیای وستروس می دانستند. با این حال، حالا در فصل سوم به نظر می رسد این پیش درآمد فانتزی بالاخره به جایگاهی رسیده که از ابتدا برای آن طراحی شده بود.

پس از سال ها زمینه سازی داستانی، فصل سوم سریال بالاخره ثمره آن روایت آهسته و حساب شده را نشان می دهد. تنش های سیاسی و درگیری های خانوادگی که از همان ابتدا شکل گرفته بودند، اکنون به نقطه انفجار رسیده اند و همین موضوع باعث شده House of the Dragon بیش از هر زمان دیگری توجه مخاطبان و منتقدان را جلب کند.

فصل سوم House of the Dragon بهترین امتیازهای سریال را گرفته است

دو فصل اول سریال بیشتر به معرفی شخصیت ها و شکل گیری زخم های عمیق میان خاندان تارگرین اختصاص داشت. داستان از همان ابتدا روی رابطه پیچیده میان پرنسس رینیرا تارگرین با بازی اما دارسی و دوست دوران کودکی اش آلیسنت هایتاور با بازی اولیویا کوک تمرکز داشت. رابطه ای که در ابتدا صمیمی بود اما با گذشت زمان به رقابتی تلخ و سرشار از کینه تبدیل شد.

در فصل سوم، این تنش ها سرانجام به نقطه جوش می رسند. آلیسنت در بزرگسالی نقشه ای ترتیب می دهد تا پسرش ایگون با بازی تام گلین کارنی را به جای رینیرا بر تخت آهنین بنشاند. همین کودتا جرقه جنگ داخلی تارگرین ها را می زند؛ جنگی که در تاریخ وستروس به نام رقص اژدهایان شناخته می شود.

یکی از نقاط عطف این فصل نبرد مشهور Battle of the Gullet است؛ رویدادی که بسیاری آن را از مهم ترین و جذاب ترین لحظات کل سریال می دانند. همین تحولات باعث شده فصل سوم در سایت راتن تومیتوز بهترین امتیازهای تاریخ این مجموعه را کسب کند و بسیاری از منتقدان آن را پیشرفتی چشمگیر نسبت به فصل دوم بدانند.

فصل دوم برای برخی از طرفداران ناامیدکننده بود. به ویژه خط داستانی دیمون تارگرین با بازی مت اسمیت در قلعه هارن هال که برای مدتی طولانی درگیر رویاها و توهمات عجیب بود و به نظر می رسید داستان او درجا می زند. اما بازگشت دیمون در پایان آن فصل و اعلام وفاداری اش به رینیرا، مسیر داستان را تغییر داد و حالا در فصل سوم این اتحاد به یکی از موتورهای اصلی روایت تبدیل شده است.

House of the Dragon مسیر متفاوتی از Game of Thrones انتخاب کرد

بازی تاج و تخت در زمان پخش خود آنقدر محبوب و تاثیرگذار بود که هر سریال فانتزی دیگری به سختی می توانست با آن مقایسه شود. House of the Dragon نیز در ابتدای راه زیر سایه همین مقایسه قرار داشت. با این حال اکنون مشخص شده که موفقیت این سریال دقیقا در تفاوت آن با اثر اصلی نهفته است.

Game of Thrones از همان قسمت اول با رویدادهای بزرگ و شوک های داستانی سریع پیش می رفت. اما House of the Dragon رویکردی متفاوت دارد و بیشتر روی درام سیاسی و پیامدهای تصمیم های شخصیت ها تمرکز می کند. این سریال در واقع یک روایت ضد جنگ است؛ داستانی که نشان می دهد چگونه جاه طلبی و رقابت خانوادگی می تواند یک امپراتوری را نابود کند.

همین فاصله گرفتن از فرمول سریال اصلی باعث شده این مجموعه هویت مستقل خود را پیدا کند. دنیای گسترده آثار اقتباس شده از رمان های جورج آر آر مارتین می تواند شامل داستان هایی با لحن و سبک های متفاوت باشد. نمونه دیگر آن سریال A Knight of the Seven Kingdoms است که بیشتر بر شخصیت ها، طنز ملایم و ماجراجویی های کوچک تمرکز دارد.

در مقابل، House of the Dragon داستان یک جنگ داخلی بی رحم است؛ نبردی که در آن هیچ برنده واقعی وجود ندارد. چه طرفداران جناح بلک ها باشند و چه گرین ها، در نهایت هر دو طرف بهای سنگینی می پردازند. این جنگ نه تنها خاندان های قدرتمند وستروس را نابود می کند، بلکه در نهایت به انقراض اژدهایان نیز منجر می شود.

با شروع واقعی رقص اژدهایان در فصل سوم، سریال حالا به نقطه ای رسیده که سال ها زمینه سازی برای آن انجام شده بود. همین ترکیب از درام سیاسی، تراژدی خانوادگی و نبردهای عظیم باعث شده House of the Dragon امروز به یکی از آثار مهم فانتزی تلویزیون تبدیل شود؛ مجموعه ای که بسیاری آن را در مسیر تبدیل شدن به یک کلاسیک مدرن می دانند.

امتیاز کاربران ۴ از ۵ امتیاز: ۴ از ۵ (۱ رأی) روی ستاره‌ها بزنید

گفتگو

۰ دیدگاه

دیدگاهت را بنویس