سریال The Westies تازه ترین تلاش پلتفرم MGM+ برای تثبیت جایگاه خود در بازار شلوغ سریال های دهه ۲۰۲۰ است؛ یک درام جنایی کلاسیک که در نگاه اول می خواهد جای خالی آثاری مثل Boardwalk Empire را پر کند. این مجموعه با حضور بازیگرانی مثل تیتوس ولیور و جی.کی. سیمونز و خالقانی که سابقه کار روی Narcos و Godfather of Harlem را دارند، از نظر عناصر اولیه چیزی کم ندارد، اما در اجرا بیش از حد محافظه کار ظاهر می شود.
نتیجه کار، سریالی هشت قسمتی است که سرگرم کننده و قابل قبول از آب درآمده، اما هیچ وقت به سطحی نمی رسد که بتوان آن را یک اثر شاخص در ژانر جنایی دانست. با این حال، یک نکته از همان ابتدا مشخص است: تیتوس ولیور عملاً بار احساسی و دراماتیک داستان را روی دوش می کشد.
داستان سریال The Westies درباره چیست؟
داستان در دهه ۱۹۸۰ و در محله هلز کیچن نیویورک جریان دارد و حول یک باند تبهکار ایرلندی به نام وستیز می چرخد. رهبر این گروه، ایمون سوئینی (با بازی جی.کی. سیمونز) است؛ مردی که تلاش می کند سهمی از پروژه های بزرگ ساختمانی شهر به دست بیاورد.
در کنار او، جیمی رورک (تام بریتنی) به عنوان یکی از افراد وفادار گروه حضور دارد و دوستش میکی فلاناگان، کهنه سرباز جنگ ویتنام، پس از دوره ای سخت دوباره به این چرخه خشونت بازمی گردد. در سوی دیگر، مافیای ایتالیایی به رهبری جان گوتی قرار دارد و تنش میان این دو گروه به شکل مداوم افزایش پیدا می کند.
در این میان، گلن کینن (تیتوس ولیور)، یک پلیس خبرچین، بین قانون و دنیای جرم گرفتار شده است؛ به ویژه وقتی پسرش نیز به این باند نزدیک می شود. خط داستانی او با کارآگاهی به نام بردی پولک گره می خورد که به دنبال سرنگونی سوئینی است.
داستانی آشنا با شخصیت هایی کلیشه ای

بزرگ ترین مشکل سریال The Westies این است که بیش از حد به الگوهای آشنا تکیه می کند. شخصیت ها بیشتر به تیپ شباهت دارند تا انسان های چندلایه: رئیس بی رحم، خلافکار با وجدان، یا فردی که میان دو دنیا گیر کرده است.
این رویکرد داستان محور باعث شده شخصیت ها رشد چندانی نداشته باشند و صرفاً در خدمت پیشبرد روایت حرکت کنند. اتفاقات هم چیز تازه ای ارائه نمی دهند؛ دروغ، خیانت، قتل و درگیری هایی که قبلاً بارها در آثار مشابه دیده ایم.
با این حال، بازیگران تا حد زیادی این ضعف را جبران می کنند. تام بریتنی نقش یک خلافکار با وجدان نسبی را خوب اجرا می کند و استنلی مورگان در نقش میکی، با وجود رفتارهای تند، همچنان قابل درک باقی می ماند. جی.کی. سیمونز هم در نقشی ظاهر شده که به خوبی بلد است، هرچند چیز تازه ای به کارنامه اش اضافه نمی کند.
اما نقطه اوج، بدون تردید تیتوس ولیور است. شخصیت گلن کینن پیچیدگی بیشتری نسبت به دیگران دارد: مردی گرفتار میان وظیفه، خانواده و وفاداری های متناقض. ولیور با ظرافت، تغییرات تدریجی این شخصیت را به تصویر می کشد و باعث می شود خط داستانی او جذاب ترین بخش سریال باشد.
بازسازی نیویورک دهه ۸۰؛ قابل قبول اما نه چشمگیر

از نظر بصری، The Westies عملکرد متوسطی دارد. سبک تصویربرداری خاکستری و بی ریسک، شباهت زیادی به بسیاری از سریال های امروزی دارد و کمتر لحظه ای به یادماندنی خلق می کند.
کارگردانی بیشتر مستقیم و بدون زرق وبرق است، هرچند در برخی قسمت ها، به ویژه اپیزود سوم، تلاش هایی برای ایجاد تنوع دیده می شود. تدوین صحنه های درگیری نقطه قوت محسوب می شود؛ مبارزاتی که خشن، دقیق و تا حدی واقع گرایانه به نظر می رسند.
طراحی صحنه و لوکیشن ها محدود اما قابل قبول است: از بارهای ایرلندی گرفته تا آپارتمان های فرسوده. با این حال، برخی جزئیات مانند طراحی لباس و گریم گاهی باعث می شود بازه زمانی داستان دقیق به نظر نرسد.
عملکرد سریال
سریال The Westies نه اثری نوآورانه است و نه جاه طلب؛ بیشتر یک درام جنایی کلاسیک است که به فرمول های امتحان پس داده وفادار می ماند. اگر به دنبال داستانی متفاوت یا عمیق هستید، احتمالاً این سریال شما را کاملاً راضی نمی کند.
اما اگر از روایت های سنتی دنیای جرم و شخصیت های خشن لذت می برید، The Westies همچنان سرگرم کننده است—به خصوص به لطف بازی درخشان تیتوس ولیور. با توجه به برنامه ریزی برای فصل دوم، شاید این سریال در ادامه بتواند هویت قوی تری برای خود پیدا کند.





۰ دیدگاه