نقد فیلم The Odyssey؛ جاه طلبی بزرگ نولان میان شکوه بصری و روایت ناهماهنگ

نقد فیلم The Odyssey؛ جاه طلبی بزرگ نولان میان شکوه بصری و روایت ناهماهنگ

نقد و بررسی۴ دقیقه مطالعه

فیلم The Odyssey تازه ترین پروژه جاه طلبانه کریستوفر نولان، تلاشی عظیم برای بازآفرینی یکی از پایه ای ترین متون ادبی تاریخ است؛ اثری که همزمان می خواهد یک تجربه بصری بی سابقه روی پرده های IMAX باشد و یک روایت عمیق درباره جنگ، بازگشت و وجدان انسانی. نتیجه اما ترکیبی است از شکوه خیره کننده و روایتی که گاهی از نفس می افتد.

یک حماسه تصویری خیره کننده با امضای نولان

نولان در فیلم The Odyssey بیش از هر زمان دیگری شیفته نمایش در ابعاد بزرگ است. این اولین فیلمی است که به طور کامل با دوربین های IMAX فیلمبرداری شده و همین موضوع باعث شده تصاویر آن، چه در صحنه های دریایی و چه در نبردهای عظیم، حس مقیاسی کم نظیر داشته باشند.

همکاری دوباره او با هویته فن هویتما باعث خلق قاب هایی شده که همزمان باشکوه و عجیب هستند. از اسب تروا نیمه مدفون در شن گرفته تا طوفان های سهمگین در دریا، فیلم از نظر بصری دائما تماشاگر را درگیر می کند. اینجا نولان به وضوح نشان می دهد که هنوز یکی از معدود فیلمسازانی است که می تواند «اسپکتکل» واقعی بسازد.

روایتی اپیزودیک که همیشه جواب نمی دهد

مشکل اصلی فیلم از همان جایی می آید که به منبع اقتباسش وفادار می ماند. ساختار داستانی هومر ذاتا تکه تکه و غیرخطی است و فیلم هم از این ویژگی ضربه می خورد. روایت که شامل خاطرات، فلش بک ها و برخوردهای پراکنده در طول ۱۰ سال است، گاهی انسجام خود را از دست می دهد.

این مسئله به ویژه در بخش هایی که ادیسه در جزیره کالیپسو گرفتار است، بیشتر به چشم می آید. این سکانس ها حالتی رویاگونه دارند اما ریتم فیلم را کند می کنند و باعث می شوند داستان برای مدتی متوقف شود.

مت دیمون در مرکز داستانی درباره رنج و وجدان

مت دیمون در نقش ادیسه یکی از جدی ترین و درونگراترین بازی های کارنامه اش را ارائه می دهد. شخصیت او از یک جنگجوی مغرور به انسانی شکسته تبدیل می شود که با خاطرات، فقدان و تصمیمات گذشته اش دست و پنجه نرم می کند.

فیلم بیش از آنکه صرفا درباره سفر باشد، درباره پیامدهای جنگ است؛ نوعی بیداری اخلاقی که به تدریج در ذهن قهرمان شکل می گیرد. این تم در بخش پایانی فیلم، زمانی که او به ایتاکا بازمی گردد، بیشترین تاثیر را دارد.

بازیگران؛ از انتخاب های درخشان تا تصمیم های بحث برانگیز

آن هتوی در نقش پنلوپه حضوری قدرتمند و کنترل شده دارد و شخصیتی را به تصویر می کشد که همزمان آسیب پذیر و مصمم است. رابرت پتینسون نیز در نقش آنتینوس، چهره ای حیله گر و خودخواه از یک آنتاگونیست ارائه می دهد.

در مقابل، انتخاب تام هالند برای نقش تلمخوس چندان متقاعدکننده نیست. او با وجود جذابیت همیشگی اش، بیشتر شبیه نسخه ای آشنا از شخصیت های قبلی اش به نظر می رسد و آن وزن دراماتیک لازم را به داستان اضافه نمی کند.

شارلیز ترون، لوپیتا نیونگو و زندایا اگرچه زمان حضور محدودی دارند، اما تاثیر خود را می گذارند. در میان نقش های فرعی، سامانتا مورتون در نقش سیرسه یکی از به یادماندنی ترین اجراها را ارائه می دهد.

صحنه های اکشن و لحظات درخشان

با وجود مشکلات روایی، فیلم در بخش هایی کاملا اوج می گیرد. فرار از غار پولیفموس و مواجهه با موجودات افسانه ای، از جمله سکانس هایی هستند که تعلیق و هیجان را به خوبی منتقل می کنند.

اوج فیلم در بازگشت ادیسه به ایتاکا شکل می گیرد؛ جایی که نبرد نهایی در فضایی محدود اما پرتنش رخ می دهد. این سکانس یادآور توانایی نولان در طراحی صحنه های اکشن پیچیده و در عین حال قابل دنبال کردن است.

مقایسه با آثار قبلی نولان

در مقایسه با فیلم Oppenheimer، این اثر انسجام و عمق فکری کمتری دارد. با این حال، جاه طلبی و مقیاس آن غیرقابل انکار است. نولان این بار بیشتر به دنبال خلق تجربه ای حسی و تصویری بوده تا یک روایت کاملا منسجم.

فیلم همچنین تلاش می کند زبان و لحن مدرن را وارد یک داستان باستانی کند؛ تصمیمی که گاهی جواب می دهد و گاهی باعث ایجاد حس ناهماهنگی می شود.

نگاه منتقد

فیلم The Odyssey اثری است که بین دو قطب در نوسان است: از یک سو یک تجربه سینمایی عظیم و چشمگیر، و از سوی دیگر روایتی که گاهی زیر وزن جاه طلبی هایش خم می شود. با این حال، برای مخاطبانی که به دنبال یک حماسه متفاوت و غیرمتعارف هستند، این فیلم همچنان ارزش تماشا دارد.

امتیاز کاربران ۴ از ۵ امتیاز: ۴ از ۵ (۱ رأی) روی ستاره‌ها بزنید

گفتگو

۰ دیدگاه

دیدگاهت را بنویس